رد کردن لینک ها

می‌خواهیم کرونا چه بسازد؟

ژیژک ادامه می‌دهد:
«وقتی پیشنهاد کردم اپیدمی کروناویروس باعث افزایش تمایل به سبک جدیدی از زندگی کمونیسمی می‌شود، همانطور که انتظار می‌رفت ادعای من مورد تمسخر واقع شد.
اگرچه به نظر می‌رسد که رویکرد جدی به این بحران توسط دولت چین مثبت عمل کرده است و یا حداقل بسیار بهتر از آنچه در ایتالیا اتفاق می‌افتد کار کرده است، اما منطق استبدادی کهنه‌ی کمونیست‌های قدرت‌طلب چینی نیز محدودیت‌های موجود در این دستاورد مقابله با کرونا را متفاوت نشان می‌دهد.

یک نمونه از این قدرت طلبی و سرکوب دولت چین، ترس از انتشار خبرهای بد درباره‌ی کرونا توسط افراد ثروتمند (و عموم مردم) بود.
افرادی که برای اولین بار از این ویروس گزارشی ارائه دهند، دستگیر می‌شوند و گزارش‌هایی مبنی بر وقوع چنین پدیده‌ای در چین بسیار ثبت شد.
حالا آنچه نمایان می‌شود این موضوع است که اکنون همه گیری ‌این ویروس در حال از بین رفتن است. اما از کجا؟ از میان تصمیمات سیاسی به میان مردم؟

آنچه من می‌گویم درباره‌ی بازگشت به روند عملی شدن مفاهیم روانشناسی اجتماعی بجای آنچه اجتماعی شدن کمونیستی می‌خوانند، فقط باید به یکی از اعلامیه‌های عمومی WHO یا سازمان بهداشت جهانی رجوع کنیم:
“اگرچه مقامات بهداشت عمومی در سراسر جهان توانایی در مبارزه با کرونا را موفق اعلام کردند، اما این سازمان نگران است که در بعضی از کشورها سطح تعهد سیاسی به ماجرا با سطح تهدید، مطابقت نداشته باشد.”
این یک تمرین نیست.
حتی زمان تسلیم شدن هم نیست.
امروز زمان بهانه‌جویی‌های سیاسی هم نیست.
امروز زمان به حرکت درآوردن تمام نیروهای متوقف‌شده توسط کشورهاست.
نوبت بازگشت به مفاهیم والا رسیده است.

کشورها دهه‌هاست که در حال برنامه‌ریزی برای سناریوهایی مانند‌ این هستند.
سناریویی که می‌خواهد مقابل آزاد شدن نیروهای انسانی را بگیرد. نیروهای انسانی هم باید مانند کالاها، انبار و یا نابود شوند تا روند سرمایه‌داری سیر صعودی‌اش را طی کند.”

رئیس سازمان بهداشت جهانی در ادامه‌ی اعلامیه می‌آورد: «اکنون زمان عمل به برنامه‌ها است. این بیماری همه‌گیر می‌تواند به عقب رانده شود، اما فقط با یک رویکرد جمعی، هماهنگ و جامع که نیروی دولت‌ها اعم از ماشین‌آلات و منابع انسانی را درگیر کند.»

ژیژک ادامه می‌دهد، این امکان وجود دارد که توسط عموم مردم اینگونه فرض شود که چنین رویکردی جامع باید فراتر از ماشین آلات دولت‌ها و مشارکت عمومی باشد.
اما باید بدانیم هدف همان آرمان آموزه‌ی روانشناسی اجتماعی‌ست: بسیج محلی نیرو‌های خارج از کنترل دولت (آنهایی که نابهنجار و مخالف عمل می‌کنند) با هماهنگی و همکاری بین‌المللی قوی و کارآمد نیروهای انسانی خارج از کنترل دیگر فرهنگ‌ها.
اگر هزاران نفر به دلیل مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری شوند، تعداد بسیار زیادی دستگاه‌های تنفسی مورد نیاز است و برای به دست آوردن آنها، دولت ها باید مستقیماً به همان روشی که در شرایط جنگی مداخله می کند، مانند نیاز به تهیه هزاران اسلحه، وارد عمل شوند.
این بدان معنی‌ست همانطور که در یک کارزار نظامی، اطلاعات باید به اشتراک گذاشته شود و برنامه ها کاملاً هماهنگ باشد تا دشمن از بین برود، اطلاعات باعث از بین رفتن انسان ها هم می‌شود. مانند آنچه امروز می‌بینیم، ارائه اطلاعات توسط دولت‌ها درباره‌ی کروناویروس، گرچه اعلان جنگ به ویروس است، اما انسان‌ها از بین می‌روند. پاندمی و یا کرونا جهان را می‌سازد، همین هشدار است.

می‌خواهیم کرونا چه بسازد؟
آیا هنگام تغییر سبک زندگی نیست؟
آیا هنگامه ی آن فرا نرسیده است که درباره‌ی گذشته‌ی زندگی خود و خانواده‌مان تجدید نظر کنیم؟
منظور من از “کمونیسم” که مورد نیاز امروز است، همین به تکاپو افتادن جهانی‌ست که ویل هاتون بیان کرده است: “اکنون، نوعی جهانی‌سازی تنظیم شده که برنامه‌ی آن بازار آزاد است.
گرایش دولت‌ها و مردم به بحران‌ها و همه‌گیری‌ها مطمئناً در حال از بین رفتن است.
اما شکل دیگری که وابستگی متقابل مردم به وحشت و ترس را به رسمیت می‌شناسد و تقدم عمل جمعی مبتنی بر شواهد و حاشیه‌ها را ضروری می‌کند، متولد خواهد شد.”

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه